تبليغاتX
عشق گمشده میلاد

عشق گمشده میلاد

تقدیم به بهترین کسی که دوستش دارم

عشق گمشده

اگر دبير رياضی بودم؛...

ثابت می کردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد.

اگر دبير شيمی بودم؛...

از اشك چشمانت محلول محبت مي ساختم.

اگر دبير دينی بودم؛...

به همه می گفتم که بعد از خدا تو را می پرستم.

اگر دبير جغرافیا بودم؛...

می دانستم خوش آب وهوا ترين منطقه خانه گرم توست.

اگر دبير زبان بودم؛...

با زبان بي زباني مي گفتم دوستت دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:32  توسط میلاد  | 

امید


عشق یعنی پانهادن در خطر                       


عشق یعنی لحظه ی دیدار یار


عشق یهنی لحظه های بی قرار

 

عشق بازي نيست


چرا عشق رو به بازي ميگيريد
عشق نهايت صداقت است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 22:38  توسط میلاد  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:51  توسط میلاد  | 

یکی را دوست می دارم

ولی افسوس او هرگز نمی داند 

نگاهش می کنم.....

شاید بخواند از نگاه من

که او رادوست می دارم

ولی افسوس که او هرگز

نگاهم را نمی خواند

به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم

ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی آویخت 

تا او را بخنداند............ 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:57  توسط میلاد  | 

می دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:14  توسط میلاد  | 

                                                     عشق يعني...

عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما

اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من

قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني

عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و

نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك

شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و

سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و

برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در

عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه

ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي

ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي

بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:14  توسط میلاد  | 

عاشقانه

تا شقایق هست زندگی باید کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:41  توسط میلاد  | 

در دنیا به دنبا ل سه چیز باش

گل برای یک روز

ستاره برای یک شب

ودوست برای یک عمر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:40  توسط میلاد  | 

          چند تا عکس زیبا برای عشق خودم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:13  توسط میلاد  | 

روز دارم فکر می کنم                                                              من چرا عاشقت شدم؟

می خواستم من پیشت باشم                                                     انگار نمی شه قسمتم

وقتی نگات تو چشممه                                                               حس می کنم ماله منی

هر وقت که من صدات زدم                                                           هیچ وقت صدایی نشنیدی

خواستم بگم دوست دارم                                                            ولی صدام در نیومد

چون که دیگه نا ندارم                                                                 جون ندازم صدات کنم

بسه دیگه خسته شدم                                                              چقدر دیگه ناز بکشم

ناز می کنی ، عشوه میای                                                         خسته می شم با لحظه هات

من با تموم سادگی                                                                   گفتم بهت دوست دارم 

 خندیدی و گریوندی و                                                                 گفتی برو گفتی برو

باشه می رم اما بدون                                                                عشقت هنوز تو قلبمه

می شکنی این غرورمو                                                              بهم می گی برو ، برو

سنگ صبور غم می شم                                                            هر چی بگی همون می شم

بعد تو آزارم می ده                                                                    زنده بودن بدونه تو

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 13:57  توسط میلاد  | 

توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت

با همه ي وجودم سرم رو رو شونه هاي مهربونت ميزارم 

.
و يواشكي دماغم و با لباست پاك ميكنم

زندگي مانندبازي شطرنجه . . . . . . .

.

البته تو كه هنوز بچه اي برو همون منچتو بازي كن

 روزي تو را ز مستي تشبيه به ماه کردم ...
.
 لامپ 100 هم نبودي من اشتباه کردم


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:7  توسط میلاد  | 

حق من نیست که در کوچه ی تنهایی عشق تک وتنها بروم

حق من نیست که با یک دل دریایی پر شور شوم مثل کویر

حق من نیست که چشمان پر از امیدم بشود مضحکه ی باران بهار

حق تو نیست که کوچه ی پر رعب هوس بروی شاد و ببندی چشمت

حق تو نیست دلت پی یک چشمه شود دربه در دریاها

حق تو نیست که شبنم نشوی تا گل یاس بماند تنها

                                       حق من نیست دلم چال شود زیر گور ی که ندارد نامی

                                        حق تو هست که بیچاره شوی در ته دره ی نا پاک هوس

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:5  توسط میلاد  | 

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:3  توسط میلاد  | 

تقدیم به عشقم ...>خودش اسمشو میدونه<

عشق مادری

توی تمام هستی من، توی شمع زندگیه من، گر بسوزی می سوزم، گر خاموش شوی مرا نیز خاموش کردی، گر روزی تمام شوی آن روز روز مرگ منه،
من شادی تورا می خواهم نه چیز دیگری، گر خدا داد که داد، وگرنه من
دست بکار می شوم و به زور هم شده تورا صدا میکنم عزیزم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:33  توسط میلاد  | 

به 22 زبان دوستت دارم

01) English : I Love You

02) Persian : Tora doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^u anh

18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju

19) Tunisian : Ha eh bak

20) Syrian/lebanese : Bhebbek

21) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

22) Swedish : Jag

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:21  توسط میلاد  | 

پائولو كوئليو

عشق و سد مثل هم اند : اگر بگذاری ترک کوچکی ایجاد شود که فقط باریکه ی آبی از آن بگذرد،اندک اندک تمام دیواره را فرو می ریزد . و لحظه ای فرا میرسد که دیگر هیچ کس نمی تواند جلو جریان آب را بگیرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:8  توسط میلاد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:38  توسط میلاد  |